
گمانهزنیها درباره شکافهای عمیق در رأس هرم قدرت جمهوری اسلامی که همواره با تکذیب رسمی روبهرو میشد، اکنون با افشای ادعاهایی از جانب محمد باقر خرازی دبیر کل تشکل حزب الله ایران مبنی بر استعفاهای مکرر مسعود پزشکیان رئیسجمهور و جابحایی هایی در سطح مدیران ارشد شورای عالی امنیت ملی از جمله جایگزینی محمد باقر ذوالقدر با محسن رضایی، ابعاد علنیتری گرفته است. این تحولات، دیگر نشاندهنده رقابتهای جناحی نیست، بلکه پرده از یک جنگ قدرت تمامعیار دارد.
جعل مشروعیت رهبری برای قبضه قدرت
در سایه فقدان یا ضعف شدید رهبری متمرکز، سپاه پاسداران به عنوان منسجمترین نیروی میدانی و اقتصادی، در حال اجرای یک «کودتای خاموش» است. هرچند چالش اصلی سپاه در این مسیر، فقدان وجاهت قانونی است.
تاکتیک اصلی سپاه برای عبور از این چالش، «سپر کردن رهبری» است. سپاه برای جلوگیری از مقاومت نهادهای قانونی و مدنی، تمامی تصمیمات کلان امنیتی، سیاسی و سرکوبگرانه خود را به شخص مجتبی خامنه ای منتسب میکند. این پوشش قانونی، به نهاد نظامی اجازه میدهد تا بدون نیاز به تعلیق قانون اساسی، قدرت را به صورت عملی قبضه کرده و هرگونه صدای مخالفی را به بهانه ضدیت با هسته مرکزی نظام در نطفه خفه کند.
کودتای خاموش سپاه، یک اقدام پیشدستانه برای مدیریت بحران جانشینی است. تا پیش از اعلام رسمی هرگونه تغییر در رأس هرم، کنترل مطلق کشور را در دست بگیرد.
در این چشمانداز، نهادها و مقامات منتخب کاملاً بیاثر شده و پاسخ حاکمیت به هرگونه مطالبه مشروع جامعه مدنی، تنها از مسیر سرکوب سخت خواهد گذشت. روندی که اگرچه ممکن است در کوتاهمدت قدرت را تثبیت کند. اما در بلندمدت به دلیل فقدان مشروعیت و انباشت خشم عمومی، شکنندگی و احتمال فروپاشی درونی سیستم را به شدت افزایش خواهد داد.
بیشتر بخوانید:
کاهش اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و راههای جدید برای انتقال انرژی






