


جمهوری اسلامی در روزهای نخست تاسیس خود با شعارهای آزادیخواهانه به حاکمیت رسید. سران این رژیم در آن سالها مدعی بودند که به اصول حقوق بشر و روابط منطقه ای و بین المللی پایبند خواهند بود. اما تنها چند ماه از تاسیس این رژیم گذشته بود که جهان با ماهیت واقعی جمهوری اسلامی روبرو شد.
گروهی از طرفداران رژیم با حمله به سفارت آمریکا کارکنان غیر نظامی آنرا به گروگان گرفتند. رهبر وقت جمهوری اسلامی یا سخنرانی ها خود در امور داخلی کشور عراق مداخله کرد و جنگی طولانی مدت را به ایران تحمیل کرد. مخالفان جمهوری اسلامی بعد از دهه شصت یکی پس از دیگری مورد خشم جمهوری اسلامی قرار گرفته و هزاران نفر کشته و زندانی شدند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاسیس شد و در راستای آن بازوی خارجی آن نیروی قدس تشکیل شد که هدفش ایجاد نیروهای نیابتی در خاورمیانه بود.
سقوط مشروعیت
جنگی که امروز جمهوری اسلامی درگیر آن است، جنگ امروز و دیروز نیست. جنگی است که دلایل آن تاریخی چهل ساله دارد. سران جمهوری اسلامی در طول این سالها بجای توسعه و بالا بردن استاندارد و رفاه مردم ایران بدنبال ماجراجویی های منطقه ای بودند. جمهوری اسلامی تاوان سالها مداخله و ماجراجویی های منطقه ای خود را پس می دهد. و امروز این رژیم در بزنگاه تاریخی خود قرار گرفته است. جامعه جهانی دیگر صبری برای فعالیتهای مخرب این رژیم ندارد. این رژیم باید تغییر کند. یا رفتارش را تغییر میدهد یا خودش تغییر می کند. خاورمیانه به صلح و آرامشی ابدی نیاز دارد و بر همه معلوم است که وجود جمهوری اسلامی با ماهیت امروزی علیه این صلح و ثبات می باشد. مشروعیت رژیم با رفتارهای کنونی آن هم در سطح جامعه ایران و هم در جامعه بین الملل در حال تزلزل است.
جمهوری اسلامی چاره ای جز تغییر ندارد. رژیمهای غیر دموکراتیک و توتالیتر مجبور به تغییر هستند. این رژیم هم مستثنا از این قائده نمی باشد. اما مسئله در چگونگی این تغییر است. نخست مردم ایران، قدرتهای جهانی و منطقهای این شانس را به جمهوری اسلامی می دهند که رفتار غیر دموکراتیک و مداخله جویانه خود را تغییر دهد. اگر این رژیم موفق به این تغییر باشد، شانسی برای بقا خواهد داشت. در غیر این صورت عاقبت این رژیم هم همانند دیگر حاکمتیهایی همچون بشار اسد و قذافی و صدام خواهد شد.
بیشتر بخوانید:







