مهسا ژینا امینی، چهار سال پیش در سن بیست و یک سالگی پس از دستگیری توسط
پلیس امنیت اخلاقی نظام جمهوری اسلامی به قتل رسید. خبر قتل او به دلیل
“نداشتن حجاب مناسب” به سرعت در شبکه های اجتماعی پخش شد و با تجمع مردم،
اعتراضات گسترده ای را در سراسر کشور با شعار “زن، زندگی، آزادی” به راه
انداخت. امروز یاد و خاطره دختر سقزی همچنان زنده است و نام او بر لب ها
زمزمه میشود.
چهار سال پیش ژینا، با سری پر از آرزو و قلبی پر از زندگی برای تعطیلات به
همراه خانواده اش به تهران سفر کرد. در این سفر بود که گشت ارشاد او را به
خاطر آنچه “حجاب نامناسب” خوانده شد، ربود. گفته میشود برادر او در هنگام
ربوده شدنش در صحنه جرم حضور داشت. او خطاب به ماموران گفت:”خواهرم را
نبرید ما اینجا غریبیم.” تا امروز اما هیچکس از جزییات چگونگی مرگ ژینا
خبری ندارد.
تلاش های مکرر برای لاپوشانی جزییات مرگ او از سوی مقامات
جمهوری اسلامی و تناقض در گفته های رئیس سازمان نظام پزشکی اعتراض صدها تن
از پزشکان عضو سازمان نظام پزشکی ایران را در پی داشت. در خلال این وقایع
چندین پزشک متخصص علت اصلی مرگ او را ضربات متعدد به سر و سایر اعضای
حیاتی بدن معرفی کردند.
قتل مهسا ژینا امینی را میتوان یک قتل سیاسی نامید. جمهوری اسلامی سال ها
تلاش کرد زنان ایرانی را در جامعه به “جنس دوم” تبدیل کند. اجبار زنان به
پذیرفتن این نقش، هم به صورت ایدئولوژیکی و هم به صورت فیزیکی توسط جمهوری
اسلامی و ماموران آنها انجام شده و میشود. اشکال ایدئولوژیکی این اجبار به
صورت تبلیغات گسترده از سنین کم برای دختران آغاز شده و در صورت اینکه این
تبلیغات راه به جایی نبرد، نظام از اجبار فیزیکی استفاده میکند. اما هنگامی
که جمهوری اسلامی در حال وقف کردن بودجه های کلان برای خفه کردن بدن، صدا و
وجود زنان ایرانیست، از وجود کسانی مانند مهسا ژینا امینی غافل میماند.
مهسا ژینا امینی دختریست که با مرگ اش، تمام محاسبات جمهوری اسلامی را مبنی
بر به بند کشیدن زنان نابود کرد. او آتش شعار “زن، زندگی، آزادی” را در
قلب مردم روشن کرد تا صدای اعتراضات به حق زنان و مردان ایرانی را به خفقان
جمهوری اسلامی به سراسر جهان برساند. او بی آلایش در خاک خفت تا نامش تا
ابد رمز اعتراض به سرکوب و بی عدالتی شود.





