برای دههها، باور بر این بود که مغز تنها از طریق عمل فیزیکی و تجربه واقعی تغییر میکند. اما امروزه علوم اعصاب داستانی جذابتر را روایت میکند. تحقیقات نشان میدهد که مغز انسان اغلب همان مسیرهای عصبی را هنگام تصور یک تجربه فعال میکند که در زمان تجربه واقعی آن. به زبان ساده، مغز شما آنچه را که تصور میکنید تمرین میکند. وقتی یک حرکت، هدف یا نتیجه مثبت را تجسم میکنید، مغز سیگنالهای شیمیایی مشابهی را آزاد میکند که در زمان عمل واقعی آزاد میشود. این سیگنالها از طریق فرآیندی به نام انعطاف پذیری عصبی (Neuroplasticity) اتصالات عصبی را تقویت میکنند. با گذشت زمان، تجسم مکرر میتواند بهطور فیزیکی نحوه واکنش مغز به استرس، اعتماد به نفس، تمرکز و حتی درد را تغییر دهد.
کاربردهای واقعی و قدرتمند
این کشف پیامدهای قدرتمندی در زندگی واقعی دارد. ورزشکاران از تمرین ذهنی برای بهبود عملکرد بدون فشار فیزیکی استفاده میکنند. بیماران سکته مغزی حرکات خیالی را تمرین میکنند تا به بازیابی سریعتر مناطق آسیب دیده مغز کمک کنند. افرادی که با اضطراب دست وپنجه نرم میکنند، از تجسم برای آرام کردن واکنشهای ترس قبل از وقوع آن استفاده میکنند. در مقایسه با روشهای سنتی که تنها بر تکرار یا اراده متکی هستند، تجسم مغز را از درون آموزش میدهد.
دسترسی آسان و تأثیر عمیق
آنچه این روش را هیجان انگیزتر میکند، دسترسی آسان آن است. تجسم به تجهیزات، دارو یا محیط خاصی نیاز ندارد؛ تنها به توجه و تداوم نیاز دارد. مغز نیازی به اثبات واقعیت ندارد؛ بلکه به باور، تصویرسازی و درگیری احساسی پاسخ میدهد. دانشمندان اکنون درک کردهاند که تجربیات خیالی به مغز کمک میکنند تا برای فرصتهای واقعی آماده شود. با تجسم موفقیت، آرامش یا بهبود، مغز نقشه عصبیای میسازد که دستیابی به این نتایج را آسانتر میکند. با ادامه تحقیقات، این بینش میتواند مراقبتهای سلامت روان، یادگیری، توانبخشی و رشد شخصی را متحول کند. آینده پیشرفت ممکن است با وضوح تصورات ما آغاز شود.
بیشتر بخوانید:







