بر اساس یافتههای علوم اعصاب، مغز تنها به دلیل استرس فرو نمیپاشد، بلکه از افکار احساسی مداوم و بیش از حد آسیب میبیند. زمانی که افکار بدون رسیدن به نتیجه در ذهن تکرار میشوند، سیستم عصبی در حالت فعال باقی میماند. این وضعیت باعث افزایش مداوم هورمونهای استرس میشود و حتی پس از رفع فشارهای خارجی، مانع از بازیابی آرامش میگردد.
این تجربه برای بسیاری از افراد در زندگی روزمره رایج است. افکار بیش از حد، آمیگدال (مرکز هشدار مغز) را بهطور مکرر فعال و در عین حال توانایی قشر پیش پیشانی را برای تنظیم احساسات تضعیف میکند. مطالعات تصویربرداری مغزی نشان دادهاند که نشخوار فکری باعث کاهش انعطاف پذیری ذهنی و کند شدن فرآیند تصمیم گیری میشود. ذهن بهطور مداوم سناریوهای احساسی را مرور میکند تا به قطعیت برسد، اما به نتیجهای نمیرسد و در عوض اضطراب و خستگی را تقویت میکند. این چرخه به مرور زمان توجه، انرژی و انگیزه را تخلیه میکند.
تنفس آرام
محققان پیشنهاد میکنند که مهارتهای تنظیم احساسات میتوانند این الگوی مضر را متوقف کنند. تکنیکهایی مانند نامگذاری احساسات، تنفس آرام و بازسازی افکار منفی به کاهش صدای مضر ذهنی کمک میکنند. این اقدامات مدارهای قشر پیش پیشانی را دوباره فعال میکنند و به احساسات اجازه میدهند بهطور طبیعی جریان پیدا کنند، به جای اینکه بهطور بیپایان در ذهن تکرار شوند. با تمرین مداوم، این استراتژیها تعادل و وضوح شناختی را در لحظات استرس زا بازمیگردانند.
پیام امید بخش
پیام این یافتهها امید وار کننده است. اگرچه موقعیتهای استرس زا اجتناب ناپذیر هستند، اما عادات ذهنی قابل آموزشاند. هر توقفی که چرخه افکار را بشکند، به مغز حس امنیت میآموزد. با گذشت زمان، آرامش آسانتر میشود، روابط بهبود مییابند و تابآوری افزایش مییابد. با تکیه بر تمرینهای روزانه مبتنی بر علوم اعصاب، افراد میتوانند ذهنی سالمتر، خانوادههایی قویتر و جوامعی پیش رفته تر ایجاد کنند.
بیشتر بخوانید:






