
چند ساعت به سپیده دم مانده و دو جوان در زندان مشهد آخرین نگاههای خود را به دیوارهای سربه فلک کشیده زندان انداخته اند. آنها می دانند که در طلوع آفتاب فردا نخواهند بود. فردا با بانگ اذان به دار آویخته خواهند شد. علی و مجید تنها دو معترض از صدها معترضی هستند که در ماههای اخیر توسط جلادان رژیم ایران اعدام شده اند. سکوت سلول انفرادی را فرا گرفته است. جمهوری اسلامی فردا جان آنها را خواهد گرفت. با این حال آنها هنوز آرزو دارند. هنور امید به فرداهایی دارند که این سرزمین آزاد خواهد شد.
جمهوری اسلامی می تواند جان انسانها را بگیرد اما نمی تواند آرزوهای آنها را به فرداهای بهتر بگیرد. صدای باز شدن در می آید و دو جوان با لبخندی بر لبان با گامهای استوار به چوبه دارد می روند. و چندی بعد فغان خانواده آنها در زندان می پیچد. دیوارهای این زندان چه ناله هایی که ندیده است.
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران تا اواخر شهریور دستکم ۳۱ نفر از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات دیماه اعدام شدهاند. این سازمان همچنین هویت دستکم ۱۰۰ نفر را ثبت کرده که در ارتباط با این اعتراضات با مجازات اعدام روبهرو هستند.
جرم، اعتراض
جرم علی و مجید تنها اعتراض کردن بود. آنها کسی را نکشته بودند. دو جوانی که برای اعتراض به وضعیت موجود در تاریخ ۱۸ و ۱۹ به خیابان آمده بودند. دو جوانی که کارگر بودند و برای تکه نانی صبح تا شب برای خانواده خود کار می کردند. اما بخاطر سیاستهای جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی سختی قرار داشتند. رژیم ایران مظلوم ترین قشر جامعه را همیشه سرکوب می کند. اگر آنها هم آقازاده بودند و میلیاردها دلار اختلاس می کردند امروز تحت حمایت سپاه زندگی آسوده ای داشتند.
جمهوری اسلامی نه تنها منطقه را به آتش کشیده است، هر روز داغی را بر خانواده های ایرانی نیز تحمیل می کند. وجود این رژیم هرلحظه علیه انسانیت و صلح و آرامش می باشد. این رژیم نه تنها قاتل هزاران انسان بیگناه در خاورمیانه می باشد، قاتل آرزوهای ایرانیان نیز است. اما غافل از انکه آروز را نمی توان کشت. و این رژیم در مقابل آرزو و اراده ایرانیان زانو خواهد زد.
بیشتر بخوانید:






