با قطع مکرر و نوبتی برق که شهرهای ایران را بارها و بارها در تاریکی فرو میبرد، مقامات دولتی معمولاً عوامل جوی و مصرف بالای خانگی را مقصر این بحران معرفی میکنند. با این حال، ریشه اصلی کسری فلجکننده انرژی در کشور نه در طبیعت، بلکه در اولویتهای مالی عمدی رژیم ایران نهفته است. دهههاست که حکومت به طور سیستماتیک زیرساختهای داخلی خود را از سرمایهگذاریهای حیاتی محروم کرده و در عوض ترجیح داده است ثروت ملی را به سمت برنامههای موشکهای بالستیک، گروههای شبهنظامی نیابتی در منطقه و پروژههای پرهزینه و بیهوده ایدئولوژیک سرازیر کند.
فروپاشی شبکه برق
ایران در حال حاضر با کسری شدید برق دستوپنجه نرم میکند که اخیراً از مرز ۱۴,۰۰۰ مگاوات فراتر رفته است. شبکه ملی برق کشور فرسوده، شکننده و در حال فروپاشی است. در حال حاضر، نیروگاههای حرارتی ایران با راندمان ناچیز ۳۳ درصد فعالیت میکنند. و حدود ۱۳ درصد از کل برق تولیدی به دلیل شبکه انتقال فرسوده و قدیمی، در مسیر توزیع هدر میرود.
با وجود این آسیبپذیریهای آشکار، رژیم همواره نیاز مبرم به نوسازی را نادیده گرفته است. دولت در حال حاضر بیش از ۲ میلیارد دلار به مالکان نیروگاههای بخش خصوصی بدهکار است؛ بدهی سنگینی که هرگونه پتانسیل برای سرمایهگذاری داخلی یا مدرنسازی شبکه برق را به بنبست کشانده است.
تأمین مالی نیروهای نیابتی به جای رفاه عمومی
تهران به جای ارتقای خطوط انتقال یا سرمایهگذاری در تابآوری شبکه برق، میلیاردها دلار را صرف ماجراجوییهای نظامی و ایدئولوژیک کرده است. خزانهداری کشور به طور سنگینی هزینههای توسعه گسترده موشکهای بالستیک سپاه پاسداران را تأمین میکند. همزمان، منابع مالی عظیمی به طور مداوم به شبکه گروههای نیابتی منطقه، از جمله حزبالله در لبنان، حماس در غزه و حوثیها در یمن تزریق میشود.
این کارزارهای جنگ نامتقارن و مداخلههای منطقهای، نه تنها خزانه عمومی را خالی کرده، بلکه تحریمهای فلجکننده بینالمللی را به همراه داشته است. که مانع از دستیابی ایران به فناوریهای نوین حوزه انرژی میشود.
مقبرهای برای اولویتهای جابجا شده
شاید بارزترین نماد سوءمدیریت اقتصادی رژیم، هزینههای سرسامآور تشییع جنازه رهبر پیشین، آیتالله علی خامنهای باشد. در پی درگذشت او در اسفند ۱۴۰۴ (فوریه ۲۰۲۶)، رژیم صدها میلیون دلار و بر اساس برخی برآوردها، بیش از یک میلیارد دلار صرف مراسم تشییع جنازه رهبر پیشین خود کرد.
حجم عظیم ثروتی که مستهلکِ مراسم تشییع جنازه و آرامگاه خامنهای شد، یک واقعیت اقتصادی تلخ برای مردم ایران است. سرمایه هزینه شده برای مراسمهای برگزار شده در ایران و عراق بسیار گزاف است. بودجه بلعیدهشده توسط مراسم رهبر پیشین میتوانست به راحتی بدهی میلیارد دلاری دولت به اپراتورهای نیروگاهها را تسویه کند. هزینه بازسازی شبکه انتقال فرسوده را تأمین نماید و نیروگاههای مدرن با راندمان بالا را برای پایدارسازی شبکه برق احداث کند.
نتیجهگیری
واقعیت روزمره شهروندان ایرانی از دست رفتن درآمد مشاغل کوچک، توقف تولید کارخانهها و تحمل دمای طاقتفرسا بدون برق توسط خانوادهها نتیجه مستقیم انتخابهای مالی حکومت است. قطعیهای مکرر برق یک فاجعه طبیعی و اجتنابناپذیر نیست. بلکه نشانه مستقیم رژیمی است که همواره نظامیگری منطقهای، جنگهای نیابتی و ساخت مقبرههای مجلل ایدئولوژیک را بر زیرساختهای اولیه و رفاه مردم خود مقدم میشمارد.
بیشتر بخوانید:





