قاتلان سریالی از پدیده های عجیب و ترسناک در هر جامعه ای هستند. آنها با کشتن چندین نفر، وحشت و ترس را در دل مردم میاندازند. اما چه چیزی باعث میشود که این افراد به چنین اعمال وحشیانهای دست بزنند؟ در این مقاله، روانشناسی قاتلان سریالی بررسی کرده و سعی میکنیم که به نفوذ در ذهن این مجرمین بپردازیم.
مشخصات قاتلان سریالی
چیزی که قاتلان سریالی را از دیگر مجرمین متمایز میکند، این است که آنها به صورت سریالی اقدام به قتل میکنند. این افراد معمولاً دارای یک الگوی خاصی برای انتخاب قربانیان خود هستند و اغلب اوقات، قربانیان را بر اساس ویژگیهایی مانند سن، جنس، یا ظاهر انتخاب میکنند.
خصوصیات شخصیتی قاتلان سریالی نیز از دیگر مجرمین متفاوت است. آنها معمولاً دارای اعتماد به نفس پایین، مشکلات عاطفی و اجتماعی، و یک پیشینه از تعارضات خانوادگی هستند. علاوه بر این، قاتلان سریالی اغلب اوقات دارای هوش بالا و تواناییهایی برای مخفی کردن جنایات خود هستند.
انگیزههای قاتلان سریالی
قاتلان سریالی دارای انگیزه های مختلفی هستند که میتواند شامل انگیزههای جنسی، مالی، یا روانشناختی باشد. برخی از قاتلان سریالی، قتل را به عنوان یک راهکار برای کنترل و سلطه بر دیگران انجام میدهند، در حالی که برخی دیگر، قتل را به عنوان یک راه برای برطرف کردن نیازهای جنسی خود مرتکب می شوند.
یکی از معروفترین نظریهها درباره انگیزههای قاتلان سریالی، نظریه «سه مرحله ای» است. بر اساس این نظریه، قاتلان سریالی ابتدا به صورت تصادفی قربانیان خود را انتخاب سپس، شروع به تجزیه و تحلیل قربانیان خود میکنند و در نهایت، به صورت سریالی اقدام به قتل میکنند.
روانشناسی قاتلان سریالی
روانشناسی قاتلان سریالی هنوز ناشناخته است و روانشناسان هنوز در حال تحقیق و بررسی این پدیده هستند. اما، بر اساس تحقیقات انجام شده، میتوان گفت که قاتلان سریالی اغلب اوقات دارای اختلالات روانشناختی مانند اسکیزوفرنی، بیثباتی عاطفی، و اختلالات شخصیتی هستند.
علاوه بر این، قاتلان سریالی اغلب اوقات دارای یک پیشینه از کودکاندیشی و تجربیات ناگوار دوران کودکی خود هستند. این تجربیات میتوانند شامل سوء استفاده، آزار، یا رها شدگی باشند.
قاتلان سریالی مشهور
یکی از معروفترین قاتلان سریالی، جفری دامر است. دامر در سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۱، ۱۷ نفر را کشت و آنها را در خانه خود در ویسکانسین پنهان کرد. دامر از هوش بالایی برخوردار بود که به او این توانایی را می داد که قتل هایش را برای مدت زیادی مخفی کند.
تد باندی نیز یکی دیگر از قاتلان سریالی معروف بود. باندی در سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸، حداقل ۳۰ نفر را به قتل رساند. باندی دارای یک شخصیت چهرهگرا بود و اغلب اوقات، قربانیان خود را با چهرهزنی (توانایی در چهره خوانی) و جذابیت خود جذب میکرد.
دیوید برکویتز نیز یکی از معروفترین قاتلان سریالی است. برکویتز در سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۷، ۶ نفر را کشت و آنها را در نیویورک پنهان کرد. برکویتز دارای یک تاریخچه از کودکاندیشی و تجربیات ناگوار دوران کودکی خود بود و اغلب اوقات، قربانیان خود را با استفاده از سلاح گرم میکشت.
چگونگی شناسایی
برای شناسایی قاتلان سریالی، پلیس و روانشناسان باید به دنبال الگوها و نشانههایی باشند که میتوانند نشاندهنده یک قاتل سریالی باشند. این الگوها میتوانند شامل یک تاریخچه از تعارضات خانوادگی، مشکلات عاطفی و اجتماعی، و یک هوش بالا باشند.
برای توقف قاتلان سریالی، جامعه باید به دنبال راههایی برای جلوگیری از چنین اعمال وحشیانهای باشد. این راهها میتوانند شامل آموزشهایی برای کودکان و نوجوانان در مورد خشونت و آسیبشناسی باشد.
در نتیجه؛ می توان گفت که قاتلان سریالی پدیدهای هستند ناشناخته. با بررسی روانشناسی قاتلان سریالی، میتوانیم به نفوذ در ذهن این مجرمین بپردازیم و راههایی برای جلوگیری از چنین اعمال وحشیانهای پیدا کنیم. با افزایش آگاهی و آموزش جامعه در مورد قاتلان سریالی، میتوانیم به جلوگیری از چنین پدیدهای تا حد بسیاری کمک کنیم.
بیشتر بخوانید:






