تقریبا چهل روز پیش بود که نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی در خیابانها و میادین شهرهای ایران مردم معترض را به گلوله بستند. در خیابانهای ایران خون جاری بود؛ مردم به پهنای صورتشان اشک ریختند. جمهوری اسلامی بار دیگر ثابت کرد که برای رهبران این رژیم خواستهی مردم کوچکترین اهمیتی ندارد. چهل روز است که سراسر ایران لباس غم پوشیده است. چراغ امید اما هنوز در چشم مردمان این سرزمین سوسو می زند.
جمهوری سرکوب
مردم ایران عزیزانشان را در اعتراضات مسالمت آمیز از دست دادند. عزیزانی که با هزار مشقت بزرگ شده و امید فرداهای این سرزمین بودند. جمهوری اسلامی تاریکی شب را غنیمت شمرد و با قطع وسایل ارتباطی دست به جنایتی تاریخی در ایران زد. نام جمهوری اسلامی سالهاست که با سرکوب و کشتار عجین شده است. روزهای ۱۸ و ۱۹ دی اما از تاریک ترین روزهای تاریخ ایران می باشند.
جمهوری لاپوشانی
در جهان امروزی حکومتها سعی می کنند با ارتقای سطح رفاه و استانداردهای زندگی مردم، قدرت و حاکمیت خود را گسترش دهند. اگر شرایط اقتصادی وخیم در کشوری رخ دهد رهبران آن کشور به صدای مردم گوش میدهند. آنها تلاش می کنند تا علل این شرایط را پیدا کرده و بدنبال راهکارهای خروج از شرایط سخت باشند. اما در ایران عکس این گزاره صدق می کند. جمهوری اسلامی شرایط سخت اقتصادی را در سیاستهای اشتباه خود نمی بیند. بلکه با دادن آدرس اشتباهی سعی میکند خطاهایی که باعث به وجود آمدن این شرایط شده اند را لاپوشانی کند. اگر مردم هم کوچکترین اعتراضی کنند، آنها را به گلوله میبندد. سرکوب، منطق جمهوری اسلامی در برابر خواسته های اجتماعی در طی ۴۸ سال گذشته بوده است.
جمهوری اسلامی می تواند با کشتار هزاران تن، چند صباحی به سیاستهای مخرب خود ادامه دهد. اما سران جمهوری اسلامی و سرداران سپاه پاسداران غافل از آن هستند که امید را نمی توان کشت. هنوز هیچ سلاحی برای کشتن امید مردم ایران ایجاد نشده است. تا امید هست سران این رژیم از مردم خواهند ترسید.
بیشتر بخوانید:







